تبليغاتX
دنیای کوچک ما

شنبه 1390/11/01

بعد از غذا هفت کار ممنوع!

 
 
در مورد خوابیدن تأکید اکید می شود که حداقل 2 ساعت بعد از خوردن غذا انجام نشود بنابراین شام خوردن در آخر شب کار بسیار اشتباهی است.

در میهمانی ها هنوز غذا تمام نشده چای جلوی میهمان می گذاریم چای می تواند محیط معده را اسیدی کند و تأثیر منفی بر مواد معدنی معده بگذارد بعد از غذا مایعات با نیم ساعت تا یک ساعت فاصله مصرف شود

از نظر خیلی ها غذا خوردن در کنار خانواده در زندگی شلوغ امروزی کار لذت بخشی است و نه تنها ساعات زیبای را می آفریند بلکه قدمی به سوی زندگی سالم به حساب می آید فراموش نکنید که ساعات غذا خوردن اهمیت زیادی دارد ولی بسیاری از ما عادات اشتباهی داریم که بعد از غذا به آن می پردازیم ولی باید از انجام آن صرف نظر کنیم:

1- آب ننوشید:
بلافاصله بعد از صرف غذا آب خوردن سبب رقیق شدن شیر معده می شود بنابراین بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا آب ننوشیم.

2- سیگار نکشید:
به طور کلی سیگار نکشید. اما سیگار کشیدن بعد از غذا گناه نابخشودنی به حساب می آید. سیگار محیط معده را اسیدی می کند افراد سیگاری نیم ساعت بعد از غذا سیگار بکشند.

3- میوه نخورید:
از عادات بد ما میوه خوردن بعد از صرف غذا است بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا میوه نخورید چون سبب نفخ معده می شود البته میوه پخته اشکالی ندارد.

4- حمام نکنید:
حداقل نیم ساعت فاصله قرار دهید به ویژه حمام داغ توصیه نمی شود زیرا در جریان خون در اطراف معده اختلال ایجاد می کند و بر هضم غذا اثر منفی می گذارد.

5- راه نروید: حداقل نیم یا یک ساعت بعد از صرف غذا پیاده روی طولانی نکنید چون هضم غذا بهتر صورت می گیرد.

6- نخوابید: در مورد خوابیدن تأکید اکید می شود که حداقل 2 ساعت بعد از خوردن غذا انجام نشود بنابراین شام خوردن در آخر شب کار بسیار اشتباهی است.

7- چای ننوشید: در میهمانی ها هنوز غذا تمام نشده چای جلوی میهمان می گذاریم چای می تواند محیط معده را اسیدی کند و تأثیر منفی بر مواد معدنی معده بگذارد بعد از غذا مایعات با نیم ساعت تا یک ساعت فاصله مصرف شود.
 
منبع : فصلنامه عطش شماره 5
نوشته شده توسط عاطفه در 10:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/10/03

و حوا منم .......

مرا حوایم نامیدند!

می گویند

مرا آفریدند

از استخوان دنده چپ مردی

به نام آدم

حوایم نامیدند

یعنی زندگی

تا در کنار آدم

یعنی انسان

همراه و هم صدا

باشم

 

می گویند

میوه سیب را من خوردم

شاید هم گندم را

و مرا به نزول انسان از بهشت

محکوم می نمایند بعد از خوردن گندم

و یا شاید سیب

چشمان شان باز گردید

مرا دیدند

مرا در برگ ها پیچیدند

مرا پیچیدند در برگ ها

تا شاید

راه نجاتی را از معصیتم

پیدا کنند

 

نسل انسان زاده منست

من

حوا

فریب خوردۀ شیطان

و می گویند

که درد و زجر انسان هم

زاده منست

زاده حوا

که آنان را از عرش عالی به دهر خاکی فرو افکند

 

شاید گناه من باشد

شاید هم از فرشته ای از نسل آتش

که صداقت و سادگی مرا

به بازی گرفت و فریبم داد

مثل همه که فریبم می دهند

اقرار می کنم

دلی پاک

معصومیتی از تبار فرشتگان

و باوری ساده تر و صاف تر از آب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم

 

با گذشت قرن ها

باز هم آمدم

ابراهیم زادۀ من بود

و اسماعیل پروردۀ من

گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید

گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح اش نامیدند

و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد اش خواندند

 

فاطمه من بودم

زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم

من بودم

زن لوط و زن ابولهب و زن نوح

ملکه سبا

من بودم و

فاطمه زهرا هم من

 

گاه بهشت را زیر پایم نهادند و

گاه ناقص العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند

گاه سنگبارانم نمودند و

گاه به نامم سوگند یاد کرده و در کنار تندیس مقدسم

اشک ریختند

گاه زندانیم کردند و

گاه با آزادی حضورم جنگیدند و

گاه قربانی غرورم نمودند و

گاه بازیچه خواهشهایم کردند

 

اما حقیقت بودنم را

و نقش عمیق کنده کاری شده هستی ام را

بر برگ برگ روزگار

هرگز

منکر نخواهند شد

 

من

مادر نسل انسان ام

من

حوایم، زلیخایم، فاطمه ام، خدیجه ام

مریمم

 

من

درست همانند رنگین کمان

رنگ هایی دارم روشن و تیره

و حوا مثل توست ای آدم

اختلاطی از خوب و بد

و خلقتی از خلاقی که مرا

درست همزمان با تو آفرید

 

بیاموز

که من

نه از پهلوی چپ ات

بلکه

استوار، رسا و همطراز

با تو

زاده شدم

بیاموز که من

مادر این دهرم و تو

مثل دیگران

زاده من!

نوشته شده توسط عاطفه در 11:6 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/09/06

حدیث پيامبر صلى‏لله‏ عليه ‏و ‏آله :

 

بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَيتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطيتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَينِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَينَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَيهِ ريحَ الْجَنَّةِ؛

به وسيله من هشدار داده شديد و به وسيله على عليه ‏السلام هدايت مى‏يابيد و به وسيله حسن احسان مى‏شويد و به وسيله حسين خوشبخت مى‏گرديد و بدون او بدبخت. بدانيد كه حسين درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏كند.

مأة منقبة، ص 22

نوشته شده توسط عاطفه در 9:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1390/09/01

موفقیت

این متن بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت کرده ام. امیدوارم که برای شما و من مؤثر واقع شود!
 
6 دقیقه وقت دارید:
این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است .
 
این پیام را نگه ندارید .
 
یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .
 
دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .
 
سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .
 
چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .
 
پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
 
شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .
 
هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
 
هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
 
نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .
 
ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .
 
یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .
 
دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .
 
سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟
 
چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .
 
پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .
 
شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .
 
هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
 
هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
 
نوزده- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .
 
بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .
 
بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .
 
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.

نوشته شده توسط عاطفه در 13:31 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1390/09/01

مسلمانی به چیست؟؟؟؟؟؟؟؟

 
 
واعظي پرسيد از فرزند خويش
 
    هيچ ميداني مسلماني به چيست
 
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق  
 
هم عبادت هم كليد معنويست
 
 
گفت از اين معيار اندر شهر ما  
 
يك مسلمان هست آنهم ارمني است
نوشته شده توسط عاطفه در 11:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/08/29

ارزش سلطنت

 

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.
  
خلیفه گفت: مرا پندی بده!

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

گفت: صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

نوشته شده توسط عاطفه در 9:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/08/15

فوق‌العاده زيبا: مطلبي از احمد شاملو


به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
.
.
.
.
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه‌اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
.
.
.
.
.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان
لبخندی به ازای هر اشک
دوستی فداکار به ازای هر مشکل
نغمه ای شیرین به ازای هر آه
و اجابتی نزدیک برای هر دعا


سخن آخر آن كه عيب کارم در اينجاست که من «آنچه هستم» را با «آنچه بايد باشم» اشتباه مي‌کنم!

خيال مي‌کنم كه آنچه كه بايد باشم هستم، در حالي ‌که آنچه كه هستم نبايد باشم.


از زنده ياد احمد شاملو



نوشته شده توسط عاطفه در 10:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/08/15

جمله ای به یادماندنی

مردم پیوسته شرایط را برای آن چه که هستند، شماتت میکنند. من به

شرایط اعتقادی ندارم.

 کسانی در این جهان موفق هستند که بر می خیزند و دنبال  شرایط دل

خواه می گردند و اگر پیدایشان نکنند، آن ها را به وجود می آورند

جرج برنارد شاو

نوشته شده توسط عاطفه در 10:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1390/08/04

نکته‏ای از انجيل


در Malachi آيه 3:3 آمده است:

«او در جايگاه پالاينده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

      اين آيه، برخي از خانم‏های کلاس انجيل‏خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‏دانستند که اين عبارت در مورد ويژگی و ماهيت خداوند چه مفهومي می‏تواند داشته باشد. از اين رو يکي از خانم‏ها پيشنهاد داد فرايند تصفيه و پالايش نقره را بررسي کند و نتيجه را در جلسه بعدي انجيل‏خواني به اطلاع سايرين برساند.

     همان هفته با يک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزديک ببيند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوي در زمينه پالايش نقره چيزی نگفت. وقتي طرز کار نقره کار را تماشا می‏کرد، ديد که او قطعه‌ای نقره را روي آتش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. سپس توضيح داد که براي پالايش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جايی که داغتر از همه جاست نگه داشت تا همه ناخالصی‏های آن سوخته و از بين برود.

     زن انديشيد ما نيز در چنين نقطه داغی نگه داشته می‏شويم. بعد دوباره به اين آيه که می‏گفت: «او در جايگاه پالاينده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسيد: "آيا واقعاً در تمام مدتي که نقره در حال خلوص يافتن است، او بايد آنجا جلوی آتش بنشيند؟" مرد جواب داد: "بله، نه تنها بايد آنجا بنشيند و قطعه نقره را نگه دارد، بلکه بايد چشمانش را نيز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد."

     زن لحظه‌ای  سکوت کرد. بعد پرسيد: «از کجا مي‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خنديد و گفت: «خوب، خيلي راحت است. هر وقت تصوير خودم را در آن ببينم.»

اگر امروز داغي آتش را احساس مي‌کنی، به ياد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگريست تا تصوير خود را در تو ببيند.


کپی‏رایت نوشت: این متن را در  http://avirgin.blogfa.com  خواندم
نوشته شده توسط عاطفه در 8:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/07/23

ویتامین F

چرا من مجموعه ای از دوستان متفاوت را دارم ؟***

  - *چگونه میشود که با تمامی آنها ارتباط داشته باشم ؟***
  - *من فکر میکنم هریک بمن کمک میکنند که یک قسمت مشخص از من نمایان گردد .*


  - *وقتی با یکی از آنها هستم بسیار آدم مودبی جلوه میکنم.*
  - *با دیگری دوست دارم جوک بگویم.*


  - *با یکی از آنان راجع به موضوعات مهم تبادل نظر میکنم.*
  - *با دیگری راجع به هر چیز ساده ای میخندیم.*
  - * **با مجموعه ای دیگر در کافی شاپ می نشینم و قهوه و کیک میخورم .*
  - *با تعدادی دیگر در مهمانی های خانوادگی شادمانه میرقصم.*
  - *به مشکلات یک دوست گوش داده ، نظرات مشورتی  میدهم.*
  - *به نظرات دیگری که مرا موعظه میکند گوش فرامیدهم**.*
  - * **با بعضی از آنان به مسافرت رفته و با گرفتن عکس و فیلم لحظات خوش
  مشترک را جاودانه میکنم.*
  - * **بدین سان است که جعبه گنج من شکل گرفته  ، جعبه ای کامل از دوستان
  متفاوت.*
  - * **آنها دوستانی هستند که مرا بهتر از خودم درک میکنند.*
  - *که مرا در روزهای خوب و بد یاری میکنند.*
  - *آنها مانند قرصهای ضدافسردگی هستند که هر یک را در روزی متفاوت مصرف
  میکنم.*
  - * **پزشکانی که سالها برای کشف راز طول عمر به تحقیق پرداخته اند معتقدند
  که وجود دوستان (مولتی ویتامین **F** **)برای استمرار سلامتی یک الزام است .
  *
  - * **تحقیقات نشاندهنده این واقعیت است که افراد اجتماعی ریسک افسردگی و
  سکته قلبی را تا 50 در کاهش داده و ظاهرشان تا سی سال جوانتر را نشان میدهد.
  *
  - *من از اینکه چنین مخزنی از ویتامینهای **F ** را در اختیار دارم خرسندم.*
  - * **برای دوستانمان ارزش قائل شده و همواره تماسمان را با آنها حفظ
  نمائیم.*


 
نوشته شده توسط عاطفه در 11:23 |  لینک ثابت   • 
 
< html>